سداد

أَعِینونی بِورعٍ و اجتهاد و عِفَّة و سداد

سداد

أَعِینونی بِورعٍ و اجتهاد و عِفَّة و سداد

نظرات حاوی پیام تبلیغی منتشر نمی شود...

سداد

دلم تنگ این بهشت شده ...

فرماندهـ منــــ

...

#کار_تشکیلاتی

حواستان باشد؛ انشعاب و انشقاق و دو دسته شدن خطرناک است؛ یکی به خاطر یک فکری از مجموعه ای جدا بشود، باز یکی دیگر از آن طرف به خاطر یک فکر دیگر جدا بشود؛ در حالیکه این فکرها ممکن است درست هم باشد، اما آنقدر اهمیت نداشته باشد که انسان این یکپارچگی را بخاطر آن به هم بزند.

بنده عرض کردم اتحاد ملی، خب، اتحاد ملی برای شما دانشجویان بسیجی از همین بسیج خودتان شروع می شود: اتحاد سازمانی و تشکیلاتی.

نگذارید شما را تکه تکه و پاره پاره کنند.

31/02/1386

" "

عشق نـوشتـــ

...

...

یکـ دوست جدید

نام کتاب: ارتش سری روشنفکران

نویسنده: پیام فضلی نژاد

ناشر: کیهان

لینک خریــد:

از اینجا بخرید...

معرفی کتاب:

فضلی نژاد در این کتاب بیشتر به روایت تاریخ اندیشه سیاسی در ایران معاصر و «نسبت علوم انسانی و مترجمان سکولار با براندازی نرم» می‌پردازد و در ضمن یک روایت تاریخی، مفاهیمی مانند «فروپاشی ایدئولوژیک» و «جاسوسی آکادمیک» را شرح می‌دهد. جدیدترین اسناد جاسوسی فیلسوفان یهودی مانند سِرآیزایا برلین، سِرهانا آرنت، سِرکارل پوپر، لشک کولاکوفسکی، هربرت مارکوزه یا متفکرانی مانند برتراند راسل، جان دیویی و ریچارد رورتی برای سرویس‌های جاسوسی غرب در این کتاب ارائه شده است. مترجمان سکولار از عزت‌الله فولادوند تا محسن ثلاثی یا ناشران وابسته مانند همایون صنعتی‌زاده و احسان یارشاطر از دیگر سوژه‌های نویسنده هستند؛ و پیوندهای این فیلسوفان یهودی و مترجمان سکولار با چهره‌های «روشنفکری دینی» مانند «عبدالکریم سروش» و «سیدمحمد خاتمی» و «مصطفی ملکیان» شرح داده است.

در بخشی از همچنین:

کتاب «ارتش سری روشنفکران» شامل 4 فصل با عناوین «درآمد: جاسوسان در تهران»، «فصل اول: علوم انسانی؛ الهیات جنگ نرم»، «فصل دوم: فیلسوفان یهودی و مترجمان سکولار»، «فصل سوم:سکولاریسم مقدس آمریکایی» و «فصل چهارم: سیاستمداران عملگرا و دولت سرمایه‌داری» است. پس از فصل چهارم، رساله‌ای 55 صفحه‌ای با نام «امام جنگ عقیده» چاپ شده که روایت‌گر تحلیل امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون «غرب‌شناسی»، «علم غربی»، «علوم انسانی»، «دانشگاه»، «معنای روشنفکری» و... است. کتاب «ارتش سری روشنفکران» در بخش «به روایت تصویر» شامل بیش از 100 سند، تصویر و کلیشه مطبوعاتی است و برای اولین‌بار در آن نامه‌های دست‌نویس از «احمد اشرف» (تحلیلگر CIA) خطاب به «عباس عبدی» و نامه «علیرضا نوری‌زاده» (جاسوس MI6) خطاب به «محمدعلی ابطحی» به همراه دست‌خط‌ها و اسنادی مانند مکاتبات حاج «حسین شریعتمداری» با پرفسور «حامد الگار» (استاد دانشگاه برکلی) به چاپ رسیده است. بخش «به روایت تصویر کتاب» شامل 50 صفحه است که ذیل هر عکس و سند و دست‌خط، توضیحات و شناسه‌های آن آمده و خوانند از هر عکس به صفحه مربوط به بحث در متن کتاب ارجاع می‌شود.

پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با موضوع «انقلاب و دفاع مقدس :: علما و بزرگان» ثبت شده است

و اما فتنه از ماده ی "فِ ت نِ" میباشد؛ که وقتی به فرهنگ های لغت سَرَک میکشیم آنرا به آشوب، بلوا، جنجال، آفت و بلا معنی شده است. در برخی هم به آزمون و آزمودن و امتحان معنی شده است.

 

اما آنچه در ذهن من و شما از فتنه نقش میبندد این است که گروه یا حزب یا جناحی در یک کشور و نظام و حکومت که با سیاست های ریز و کلان آن مخالف هستند، دست به آشوب و بلوا میزنند؛ البته نه صرفاً آشوب و بلوا؛ بلکه آشوب میکنند با هدف سد راه شدن برای حرکت آن حکومت؛ یا ایجاد خلل در حرکت و اهداف آن نظام؛ و یا ایجاد تغییر در مسیر حرکت و یا حتی براندازی آن نظام و حکومت...

بلاخره تا هر جا و هر مرحله ای که توان شان اقتضا کند پیش می روند!

مثلاً ذهنمان می رود به سال 88 (همان 1388) که گروهی از مخالفین و فریب خوردگان نظام اسلامی ایران، دست به آشوب و بلوا زدند! به بهانه ی انتخابات و با همان اهداف شومی که گفته شد؛ که البته توانشان تا حد ایجاد خلل در حرکت این نظام بود.

اگر کمی بیشتر به ذهنمان فشار بیاوریم و کمی دورتر را نگاه کنیم به ده سال قبل تر روانه میشویم یعنی سال 78 و فتنه و مسائل پیچیده اش؛ من جمله همان قضایای کوی دانشگاه که زبان زد هم شده است اتفاقا و همگی صرفاً همین را شنیده ایم و بیش از آن را به هر دلیلی نداسته ایم هنوز!

ولی میدانیم آشوبگران آن سال هم توانشان در حد ایجاد خلل در حرکت نظام بود نه بیشتر!

 

HaFi
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۹ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۲ نظر

دیشب بود

آری دیشب!

یکی آن طرف خط و دیگری این طرف خط با فرسخ ها فاصله از هم

از چشم اندازه صد ساله مان می گفتیم! یعنی سال 1500 و آن حوالی اش...

از درس می گفتیم و کار

از زندگی می گفتیم و بچه ها و نوه ها و نتیجه ها حتی...!

از آقا داماد می گفتیم و از عروس خانم...!

  

HaFi
۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۲۰ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۸ نظر

هو المحبوب

 

اکنون که واژه های احساس در ذهنم می تراود و با این قلم بر صفحه ی سفید ورق حک می گردد ساعت 3:39 نیمه شب 94/10/17 را نشان میدهد. شب است و سکوت، تمام حجم نبودنت را پر کرده است. اکنون که از پنجره قلبم به چند صباحی قبل می نگرم خاطرات شیرینی در مقابل چشمانم نقش می بندد.

 

چشمانم را می بندم و اندکی از این دریچه به قبل بر میگردم...

تقریبا دو ماهی با قطار زمان به عقب برمیگردم و دقیقا در ایستگاه 94/8/8 توقف میکنم...

ایستگاهی که مسیر زندگی ام را عوض کرد. دقیقا در این روز بود که یک از دوستان پیشنهاد خواستگاری را به من داد که از لحاظ بسیاری از ویژگی ها به معیارهایم نزدیک بود، اما آن زمان فکر نمیکردم سرانجام این پیشنهاد، "ما شدن" باشد. آن هم با کسی که کاملا منطبق بر معیارهایم می باشد.

 

Khanom HaFi
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۸ موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۵ نظر

یا هو عدلا یا یحیف...

 

مردم ما، خواص و خبرگان را همین جاها شناسایی می‌کنند و به ثبت می‌رسانند که خمینیون و خبره‌های خط خمینی و خامنه‌ای چه کسانی هستند؟؟؟

امثال ابراهیم زکزاکی‌ها که با همه هزینه‌ها، تصویر خمینی و خامنه‌ای پرچم هویت آنان است و جمعیت شیعه را در پرجمعیت‌ترین کشور آفریفا به 10 تا 15 میلیون نفر رسانده و تظاهرات باشکوه و میلیونی روز قدس را به راه می‌اندازند و برای امام حسین(ع) راهپیمایی اربعین می‌گیرند؟

یا آنان که بستری فراهم ساختند تا حرمت‌شکنان از «نه غزه نه لبنان» هم عبور کنند و پنجه به عاشورای حسینی بکشند؟! 

HaFi
۲۵ آذر ۹۴ ، ۲۲:۲۴ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۰ نظر
HaFi
۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۰ موافقین ۸ مخالفین ۲ ۳۶ نظر
HaFi
۱۲ تیر ۹۴ ، ۱۸:۲۶ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۴ نظر
HaFi
۲۲ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۱۴ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ نظر

می نویسم تا یادمان نرود...

 

خوش تیپ بودی! قشنگ لباس می پوشیدی؛ عبایِ مشکیِ نازک. تابستان ها رنگ های روشن. بلوز یقه اسکی دوست داشتی. گردن ات بلند بود و بهت می آمد .ساعت می بستی و انگشتر دست می کردی.

نعلین نمی پوشیدی، فقط کفش معمولی مشکی. دشداشه نمی پوشیدی، هیچ وقت، هیچ جا.

کم غذا بودی. می گفتی: "یک چهارم همین که می خوریم، بس است". فشارت که می افتاد، شیرینی می خوردی.

بعد از ناهار کمی می خوابیدی؛ سر جمع 5 تا 10 دقیقه.

 

می نویسم تا یادمان نرود...

 

از گریه ی بچه ها بغض می کردی. با بچه ها حرف می زدی؛ اگر سر حال بودی، شوخی هم می کردی. کلا بچه ها را خیلی تحویل می گرفتی.

گاهی زیر لب شعر می خواندی. به عربی و فرانسه مسلط بودی. انگلیسی هم می دانستی. قرار گذاشته بودی بچه ها در خانه، فقط فارسی حرف بزنند؛ نه عربی، نه فرانسه.

قابل اعتماد هستی. جوان های فامیل حرف دلشان را فقط به تو می گفتند. بچه ها را این جوری تنبیه می کردی: با آنها حرف نمی زدی؛ چند ساعت یا یک روز.

هیچ وقت مستقیم توصیه نکردی؛ این کار را بکن یا آن کار را نکن! اهل پرس و جو نبودی؛ نمی پرسیدی نماز خواندی؟ نخواندی؟ کی خواندی؟

می نویسم تا یادمان نرود....

نمی گذاشتی دستت را ببوسند.

درباره آدم ها پیش داوری نمی کردی. اصل بر خوب بودن همه است، مگر خلافش ثابت شود. صدایت را بلند نمی کردی. عصبانیت یا دلخوری ات را نشان نمی دادی؛ به همه محبت می کردی.

می نویسم تا یادم نرود...

 

پ.ن: خیلی به این فکر می کنم که اگر جای ما بر عکس بود، چه اتفاقی می افتاد؟ اگر هر کدام از ما، هر کدام از دوستانِ تو یا اعضای خانواده ات به سفری رفته بودند و از آن برنگشته بودند، تو چکار میکردی؟

نمی دانم «دقیقاً» چه کار میکردی؟ چون من تو نیستم.

اما می دانم که امکان نداشت تو باشی و آن کس و کار تو 30 ســال در آن جهنمی که زندانی است، زندانی بماند...

30 سال است که تو نیستی و 30 سال است که ما فکر می کنیم روزی قرار است برگردی. اما برنگشته ای. نمی دانم چرا؟

فقط می دانم، تو اگر به جای ما بودی، نشدن یا نتوانستن در کارت نبود. تو نتوانستن بلد نبودی. تو عجیب بودی...

 

(سی و ششمین سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر ... نمی دانم تبریک یا تسلیت یا چیز دیگر...)

 

++ متن اصلی از کتاب "امام موسی صدر" از سری کتاب های دانشجو و متن پی نوشت از کتاب "7 روایت خصوصی" انتخاب شده اند. البته با دخل و تصرف!

++ مطالب مرتبط:

- سید المغیب

- دو روایت

- ذوبو فی الخمینی

HaFi
۰۴ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۲۳ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۷ نظر

این روزها انگار قرار شده رزق و روزیمان را خاندان صدر بدهند...!

قرار است از سیره شهید آیت الله سید محمد باقر صدر در برخورد با حضرت امام خمینی ره و انقلاب اسلامی بدانیم.

هنگام ورود امام (ره) به عراق، شهید صدر، برای استقبال گسترده از ایشان در بغداد و نجف و کربلا، تلاش می‏کرد و خودش هم در برنامه استقبال، شرکت کرد.

**

روزی که خبر پیروزی انقلاب را دریافت کرد، به نشانه ابراز شادمانی، درس خود را تعطیل کرد و در لزوم حمایت از این نهضت، سخنرانی کرد. آنگاه شاگردان و جوانان را به برپایی تظاهرات مردمی برای حمایت از انقلاب دعوت کرد.

[بماند که امروز برخی حاضر نشدند که حتی درس خود را در استقبال از جانشین آن امام راحل تعطیل کنند!]

**

در آستانه پیروزی انقلاب، دست به نگارش مجموعه «الاسلام یقود الحیاه» زد و پیشنویسی برای قانون اساسی ایران آماده کرد. می‏گفت در این شرایط، رهبران ایران، گرفتاریهای زیادی در محکم کردن پایه‏های انقلاب خواهند داشت و طبعاً فرصت چنین کارهایی را ندارند. پس بر ما واجب است که ایشان را یاری کنیم.

[ما امروز در جهت محکم کردن پایه های انقلاب و کشورمان چه کردیم؟]

**

پس از پیروزی انقلاب، برای شاگردان خود نوشت:

«در این لحظات پرشکوه که پیروزی بی نظیر و تردید ناپذیر اسلام، به دست ملت مسلمان ایران و به رهبری حضرت امام خمینی به منصه ظهور رسیده است، بر هر یک از شما واجب شرعی است که با تمام توان در خدمت انقلاب اسلامی قرار گیرید.

… لازم است این واقعیت روشن شود که رهبری امام خمینی تجسم عینی آرمانهای اسلام در ایران امروز است. … بر یکایک شما و بر هر کسی که سعادت یارش شده که در کنار این تجربه ارزشمند زندگی کند، واجب است که تمام توان خود و آنچه را که در اختیار دارد، به خدمت اهداف و پیشبرد این تجربه ارزشمند در آورد و توقفی در کار نباشد.

**

«ادامه مطلب هم مفید است...»

HaFi
۱۸ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۲۴ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ نظر

أمّا الأول: انقلاب قریب الوقوع

سال 1356، یکی از سخت ترین دوران های لبنان، رفت مکه؛ لبنان باز در آستانه ی یک جنگ داخلی دیگر بود. ولی می خواست بعضی از مشکلات شیعیان عربستان سعودی را از طریق "امیر عبدالله" ولیعهد آن کشور حل کند.

بعدها داستان آن جلسه را یکی از دوستان کلمه به کلمه تعریف کرد:

امام موسی[صدر] حدود 10 تا 15 دقیقه در مورد وضعیت لبنان صحبت کرد. بعد 45 دقیقه در باره ی انقلاب اسلامی ایران حرف زد!

به امیر عبدالله گفت:

«که این انقلاب را مرجعی رهبری می کند که نامش آیت الله خمینی است! این انقلاب، اسلامی است! نه طایفه ای است و نه قومی! نه شیعی است و نه ایرانی! انقلابی است اسلامی، که برای مسلمین جهان خیر و برکت به همراه دارد! پیروزی این انقلاب قریب الوقوع است و زمان زیادی نخواهد برد! از هم اکنون به شما سفارش می کنم؛ با آن رابطه ای سازنده و حسنه داشته باشید؛ فریب دسیسه های آمریکا را نخورید و در دام اختلافات نیافتید!»

و أمّا الثانی: الإمام الأکبر

متأسفانه در آن زمان روحانیت لبنان با روحانیت مبارز ایران تفاوت داشت. سید موسی[صدر] تنها کسی بود که تأکید می کرد روحانیون ایران افرادی روشن، انقلابی و مبارز هستند. با حرف هایش تصویری زیبا از علما و روحانیت ایران در ذهن مردم لبنان ایجاد کرده بود. و درباره ی امام خمینی می گفت: «او امام الاکبر است! انقلابی را رهبری می کند که چهره ی منطقه را دگرگون خواهد کرد!»

 

پ.ن 1: این دو روایت نتایجی رو هم الزاما داشت؛ ولی باشه به عهده خود دوستان...

پ.ن 2: این روایت ها را می نویسم که یادمان نرود امام موسی صدر؛ همان بزرگی که جرج جرداق درباره اش چنین می گوید: «اگر روحانیون مسلمان، اسلام را همانند امام صدر عرضه می کردند، اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی ماند.»؛ از شنبه 11 شهریور 1357 چشمانی؛ همچنان چشم انتظار دیدار دوباره اش هستند...

شاید قرار شده با مولایمان حضرت حج عج بیایی!

اللهم عجل لولیک الفرج

++ از امام موسی صدر بخوانید:

سید المغیب

متولیان فرهنگی بخوانند...! (2)

HaFi
۰۵ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۰۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۴۰ نظر

چگونه امام زمان خود را یاری کنیم؟

مگر امام هم کمک نیاز دارد؟ اصلا مگر امام هم کاری دارد!؟

دیده اید که!؟ غالبا رسم بر این است که مثلا گفته شود: یا علی مدد!

یعنی یا علی مدد بده! او به ما مدد دهد نه ما به او.

حال سوال این است: مگر ما هم می توانیم مدد بدهیم؟ آن هم به امام!

متحیر می مانیم...!

HaFi
۲۰ دی ۹۲ ، ۱۶:۰۳ موافقین ۹ مخالفین ۰ ۴۶ نظر

جوانی نزد شیخی آمد و گفت :

 

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد که برای هر کدام کلیدی از شما میخواهم!

 

قفل اول اینکه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

 

شیخ گفت:

 

برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

 

جوان در حالیکه متعجب شده بود، عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!

 

شیخ گفت: نماز اول وقت "شاه کلیداست! 1



پ.ن 1: نماز ها باید اول وقت و با حضور قلب خوانده شود که معراج مؤمن است و اصل طریقت حقیر، همین نماز است که فرمودند: "الصلوة عمود الدین، إن قبلت قبل ما سواها، و إن ردّت، ردّ ما سواها". نماز به منزله ی ستون دین است. اگر نماز مورد قبول پروردگار افتد، اعمال دیگر آدمی نیز مقبول احدیت خواهد شد و اگر نماز مردود گردد، سایر اعمال و عبادات را قرب و ارزشی نخواهد ماند.2


پ.ن 2: دریغ است که آدمی عمری را در جوار بهشت مصفای بگذراند و سری بدان نکشد و عزیزان خود را بدان سوق ندهد. وحی الهی به پیامبر عظیم الشأن (ص) چنین فرمان داد: "و أمر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها" (طه 132)امروز همه شما خود را طرف این خطاب بشمرید و نما را، این حقیقت مقدس و گوهر درخشان را که عطیه ی الهی به امت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) است، قدر بشناسید.3



1 و 2. برگرفته از کلمات مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی رحمت الله علیه معروف به نخودکی.
شیخ حسنعلی نخودکی که بود؟
آیت الله مرعشی نجفی چنین می گویند: او در بین مردم به مستجاب الدعوه بودن شناخته شده بود و بسیاری از حاجت مندان به او پناه می بردند، با این وجود در کمال تواضع و فروتنی بود و هیچ ادعایی نداشت... .
3. حضرت آقا؛ در پیام به سومین سمینار نماز 16/6/1372
HaFi
۱۶ دی ۹۲ ، ۱۵:۴۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۴ نظر

ب: کار تربیتی در صدر فعالیت های فرهنگی:

فعالیت های فرهنگی را باید در ساختارهایی بدیع و نو تعریف کرد. و کار تربیتی را باید در صدرش قرار داد؛ که در آینده ای نه چندان دور آن متربیان هر یک سکان هدایت مجموعه ای بلکه عظیم را به عهده بگیرند.

یکی از بزرگانی  که در اوج چنین تفکری می درخشد ، امام سید موسی صدر است.

امام موسی شاگردانی تربیت کرد که فقط یکی از آنها سید حسن نصرالله هستند؛ که ایشان در حال حاضر سکان هدایت حزب الله لبنان را بر عهده گرفتند.

مسیر و راهی که امام موسی برای خود در پیش گرفت، هر روز محکم تر شد و کارآمدی خود را بیشتر نشان داد؛ و امروز کیست که ساختار درهم تنیده حزب الله لبنان، که عضوی از پیکره متکثر لبنان است را حاصل اندیشه های سید موسی صدر نداند؟

بپذیریم یا نپذیریم، سید موسی صدر راهی متفاوت از آنچه بسیاری متولیان فرهنگ و دین و امور اجتماعی می پیمایند، پیمود. او قالب های قدیمی را تنها قالب های مقدس نشمرد، و خود برای اهداف مقدس دین، راهکار و قالب و ساختار هایی بدیع و نو تعریف کرد. شاید بتوان گفت، تا حدودی؛ تنها هنر او ساختار سازی برای دین بود.

و اما حال...

زنده بودن یا نبودن سید موسی صدر، تغییری در الگو بودن او ندارد. او الگویی جاوید برای همه متولیان فرهنگی و مخصوصا و مخصوصا برای روحانیت و طلبه هاست.

زنده باشد یا شهید؛ چیزی نباید از همت ما کم شود، برای پیمودن راهی که او به دنباله روی از انبیای الهی در آن قدم گذاشته بود.

زنده یا مرده؛ مسئله این است، او شاقول خوبی است برای تشخیص متولیان سره از ناسره.

 

پ.ن: پس از قرار دادن نوشته ی "سید المغیب" در سـداد بسیار متاثر از تفکر امام موسی شدم و هر روز در پی آن بودم که آیا می توانم خود را به تفکر امام نزدیک کنم یا نه؟ دلم شوری داشت که دوباره حضور امام را شهود میکنیم یا...؟

اما امروز مطمئنم که درک حضور امام موسی مهم نیست؛ بلکه مهم این است که میدانم می توانم در راهی قدم بردارم که سال ها پیش فردی در آن قدم برداشته؛ که آنچنان آن قدم ها محکم بوده که هنوز می توان دنباله ی آن را گرفت و تفکری را زنده کرد که تنها ذره ای از نتایج آن را امروز شاهدش هستیم، کار تربیتی...

 

++ در همین رابطه بخوانید: متولیان فرهنگی بخوانند...! (1)

 

مطلب بعدی "متولیان فرهنگی بخوانند... (3)" با موضوع تبیین فعالیت های تربیتی؛ به زودی...

++ باز نشر در:
HaFi
۲۹ آبان ۹۲ ، ۲۱:۱۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۲ نظر

سی و پنج سال است که تو را گم کرده ایم؛ و بیش از دوازده هزار و هفتصد و هشتاد روز، از روزی که رفته ای می گذرد...

کاش مردم آزده ی لیبی فراموش نکنند که ما هنوز اسیری در خاکشان داریم!

یادمان نرفته که نهم شهریور سال 57 تو ربوده شدی و تا به امروز، چشمان شیعیان لبنان برای آمدنت به انتظار نشسته اند؛ تا به امروز تمام عاشقانت و تمام آزادگان جهان منتظرند تا باز، تو چشمانشان را پُر نور کنی...

بخش هایی از دست نوشته های شهید چمران درباره ی امام موسی صدر:

به من ایراد می گیرند که چرا این همه از صدر حرف می زنم و حتی می گویند که من عاطفی هستم. در ‏حالی که اینطور نیست. با آنچه من دیده ام و با وجود خود حس کرده ام، در مقایسه با دیگران، حتی یاسر ‏عرفات، و با وجود وارد کردن این همه تهمت های ناجوانمردان به او و این همه فداکاری و ثبات و ایمانِ او ‏به راهش، دریغ است که من سکوت کنم و حرف حق را نزنم، فقط از ترس اینکه ممکن است که کسی مرا ‏عاطفی بنامد. در یک جمله بگویم، در پاکی، فداکاری، ایمان و شخصیت، بین صدر و این مدعیان رهبری که ‏من می شناسم، از آسمان تا زمین فاصله است.‏

امام موسی صدر
HaFi
۰۸ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۰۵ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ نظر